
برای نازتاب
ناز تو نه ناز،آفتابی است نهان
در دل که دمد گاه به گلزار دهان
تا روی تو آئینۀ شادی بشود
در پویۀ زندگی و دیدار جهان
محمود کیانوش
دختر گلم ، نازتاب! دومین سالگشت تولدت را تبریک می گویم . این دومین نامه ای است که برایت می نویسم و البته می دانم که کم است . اول از همه مرا ببخش به خاطر عبوسی ها و تلخی هایم . این روزها ، روزهای بدی است برای من . کارها و این روزمرّگی ها نمی گذارد تا بیشتر پیشت باشم و با تو بازی کنم . می خواستم شرحی بلند از روز و روزگارم بدهم ، دیدم بهتر است وقتی بزرگ شدی و اگر دوست داشتی شرح این نسل سوختۀ بی نشاط را که دیگران می خواهند اخته اش کنند ، برایت بگویم . گو این که به قول بیهقی : « و ناچار از حدیث ، حدیث شکافد » واین امکان هست که این شرح مثنوی هفتاد من کاغذ شود. آن وقت فقط یک منبر کم داریم . پس به قول مولانا در مثنوی شریف :
شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر
این روزها تازه از بستر بیماری برخاسته ای . آنفولانزایی که می گویند سوغات عراق و عربستان است ، بسیاری را در بستر انداخت . هیچ پدر و مادری دوست ندارد حتی ذره ای فرزندش درد بکشد . اگر چه آرزویی محال است اما از خداوند مهربان می خواهم که همۀ انسان های روی کرۀ زمین بالاخص بچه ها همواره سلامت و شاد باشند .
دو عزیز مهربان ، از آن دوردستان برای تو کارت تبریک فرستاده اند . نمی دانی چقدر شاد شدم وقتی دیدم عزیزان مان : محمود و پری کیانوش روز تولد تو را به یاد دارند و مهربانی می کنند و پیام تبریک برای تو می فرستند و تازه نامه را هم به نام تو پست می کنند : خانم نازتاب خطیبی یا به قول خودت نازتا حطیطی . راستش را بخواهی قدری حسودی ام شد :

نازتاب نازنین
تولد فرخنده ات را به تو و بابا مهدی و مامان شهره و یکایک افراد خانواده های خطیبی و یوسفی تبریک می گویم و برای همۀ شما عمر دراز با تندرستی و شادی مدام آرزو می کنم . از دور پیشانی ماه تو را می بوسم.
قربانت – بابا بزرگ کیانوش
نازتاب جان عزیز دلم
سلام . از راه دور روی ماهت را می بوسم و روز مبارک تولدت را به تو ، بابا و مامان عزیزت ، مامان بزرگ ها و عمو جانت تبریک می گویم . از خدای بزرگ می خواهم که تا صد و بیست سالگی زیر سایۀ پدر و مادر زنده و تندرست و شاد باشی و همه از دیدارت لذت ببرند. نازتاب جون یادت باشد که تو یک مامان بزرگ و بابا بزرگ هم در این کشور انگلیس که خیلی از تو دور است داری و هر دوشان آرزو دارند که یک روز به وطن بیایند و همۀ عزیزانشان و تو و بابا و مامان خوبت راببینند .
همیشه تندرست و شاد باشی
قربان تو مامان بزرگ پری

حرفی و سخن دیگری نیست . امیدوارم همواره شاد و سلامت باشی . دخترم هیچ گاه دروغ نگو حتی با عنوان فریبکارانه ای چون مصلحتی . دروغ ، دروغ است . به خاطر داشته باش که کورش بزرگ هنگام نیایش به درگاه ایزد یکتا می گفت : دادارا ! سرزمینم را از دشمن و خشکسالی و دروغ به دور دار .
و دیگر آن که مهربانی کن . حتی به دشمنت و مهمتر از همه به زنانگی ات افتخار کن حتی در جامعه ای که زن را برای تنش می خواهد و حضور او را نمی پذیرد می دانی آنان از این نکته غافل اند که زن می آفریند و همین آفرینشگری است که از او انسانی بزرگ می آفریند .
این چند خط را از من به یادگار بپذیر .
قربانت
بابا مهدی
|