انتشار کتاب از پنجره تاج محل سروده محمود کیانوش

همین چند روز پیش یک بسته پستی از محمود کیانوش عزیز به دستم رسید که در برگیرنده سه نسخه از یک کتاب بود .این کتاب نامش :«از پنجره ی تاج محل»
(THROUGH THE WINDOW OF TAJ MAHAL)
است که در 64 صفحه توسط (Rockingham press) – ناشر انگلیسی – در سال2008 و در لندن منتشر شده است. این نکته نیز یادکردنی است که شاعر در 12 صفحه آغازین(صفحه 7تا 19) که به نوعی مقدمه کتاب است برای خواننده انگلیسی زبان ، علت انتخاب نام مستعار و شرایط سیاسی آن سال های ایران را شرح داده است.
هنگامی که مشغول کار بر شناختنامه کیانوش بودم ، به لطف او کپی متن فارسی کتاب «از پنجره ی تاج محل » (انتشارات نیل،1351) را دیدم و خواندم .محمود کیانوش در صفحه ی اول آن برایم نوشت:
مهدی خان خطیبی عزیز
سلام. این نسخه از کتاب «از پنجره ی تاج محل » را برای شما می فرستم .این کتاب اصلا در بازار نیست سالهاست که نیست.اگر ناشری پیدا شود که آن را چاپ کند ،یادداشتی خواهم نوشت و در آن ماجرای اسم مستعار را خواهم گفت و این بار به نام خودم آن را منتشر خواهم کرد. .پری به شما و شهره خانم سلام می گوید.
به امید دیدار
ارادتمند – محمود کیانوش
14ژوییه 2005
اما کیانوش چند ماه بعد ماجرای اسم مستعار را در بخشی از روایتش (شناختنامه محمود کیانوش ،محمود کیانوش به روایت محمود کیانوش به اهتمام مهدی خطیبی ،انتشارات آفرینش زیر چاپ)نوشت:
«....در مورد «از پنجره ی تاج محل » باید بگویم که ناگهان جرقه ی شعری در ذهنم درخشید که مضمون کلی آن نگاه دو نسل به تاریخ بود :نگاه نسلی برای آرمانهای خود مبارزه هایی کرده ،از درخت مبارزه ها میوه ای نخورده ،سالها اندیشه و تجربه ، خشم و فریاد را در او فرو نشانده ،از نظاره ی صحنه های تاریخ به حیرت درافتاده ،در میدان زندگی بار مسوولیت را به دوش گرفته ، ودر عبور از سنگلاخ تلاش معاش ،دچار خستگی و بی نشاطی مزمن شده،و نگاه نسلی نوپا و تازه نفس که در نظاره ی تاریخ ،بی آن که نقاب شکوه و عظمت را از چهره ی گذشته پس زده باشد ،با جلوه ی ظاهری آن به شگفتی در می آید .نماینده ی آن نسل خسته را معلمی تنگدست گرفتم ،زیرا که هر تجربه اندوخته ای ،همین که در معنای تجربه های خود به نسل تازه نفس کلمه ای بگوید ، بر کرسی معلم می نشیند ، و نماینده ی نسل تازه نفس را فرزند او گرفتم که در لحظه های درماندگی از دریافت ،یا به تخیل می پردازد و با حدس برای خود پاسخ هایی می سازد،یا از پدر و معلم خود برای دریافت ناشده های خود پاسخ می خواهد .نماینده ی نسل نوپای تازه نفس را در آستانه ی یکی از پنجره های «تخت جمشید»به نظاره ی شکوه و عظمت گذشته ایستاندم و از زبان او و پدرش و یا معلمش با استعاره گفتم آنچه را که در آن جرقه ی شعر،در آیینه ی ذهن پوینده ام دیده بودم.
اما دیدم که شکوه و عظمت «تخت جمشید»پشتوانه ی فرمانروایی کسی است که خود را وارث جمشید می داند و در اشارتی به تخت او انگشتی می بیند که به سوی خود او گرفته شده است .بنابر این ،اگر می خواستم آن شعر را بر کاغذ بیاورم ،باید کاغذ را در گوشه ی اتاق خود پنهان می داشتم . ناگهان این اندیشه به ذهنم راه یافت که چون در این شعر «تخت جمشید»با هیچ یک از کاخ های باستانی در یونان،روم ،چین،هند و جاهای دیگر فرقی نمی کند ، و نزدیکتر به ما «تاج محل »است در هند،و از این اسم مفهومی وسیع تر از «تخت جمشید»هم می توان گرفت .تاج محل را می توان «محل تاج»دانست که مهم ترین جای هر کاخ سلطنتی است، وحتی می تواند کنایتی از سر شاه و خود شاه باشد.به این ترتیب « از پنجره ی تخت جمشید »تبدیل شد به «از پنجره ی تاج محل» و «شاه » تبدیل شد به «مهاراجه»و پای فیل هم به میان آمد و شعر فارسی سر از هندوستان درآورد.و حالا لازم بود که «محمود کیانوش » به یک شاعر هندی تبدیل می شد .مجموعه ای از شعر شاعران معاصر هند داشتم به زبان انگلیسی .در این کتاب از یک شاعر «پرادیپ » را گرفتم ،از یک شاعر دیگر «اوماشانکار»را،و از سومی زبان «مالایالام»را.«مشهد» را با «کرالا» عوض کردم،«بمبئی» را با«تهران» و خانواده ام را به قوم «نایار»منسوب کردم و در چند سطر درباره ی خود واقعی ام گفتم:«کار رسمی او تدریس است،اما حرفه ی واقعی او نویسندگی است .تا به حال چهار مجموعه داستان و هفت مجموعه ی شعر که «با آوازی دیگر» نام دارد ،به زبان انگلیسی منتشر کرده است.»اما مجموعه ی شعرهای انگلیسی من در آن وقت وجود داشت ،ولی هنوز منتشر نشده بود .حالا راحت شده بودم ،به این معنی که می توانستم در پشت نام «پرادیپ اوماشانکار»از نوع شعر «پنجره ی تاج محل »،که بعدها اسم آن را به مجموعه ی شعرها دادم،بگویم و در مجله هایی مثل «نگین»،«سخن»و«رودکی» چاپ کنم .......
دلیل دیگری که برای توسل به اسم مستعار در آن زمان داشتم ، این بود که من از سال 1338یا1339به بعد دیگر شعر منثور یا،چنان که خود آن را نام داده ام،«شعر برهنه »را به کنار گذاشته بودم. و مجموعه شعرهای برهنه ی «از پنجره ی تاج محل»نمی توانست برای من آغاز برگشتی به این نوع شعر باشد .......»
باری ... این روایت کیانوش بود . اجازه دهید در پایان شعری از این مجموعه را با هم بخوانیم:
WORDS
Between you and me
From the anxiety of invitation
To the peace of understanding
There lies a boundless ocean.
Each day
Is separated from the next
By a tempest
And words
These small canoes
Come to your shore
But I still remain in myself
Not from the fear of drowning
But the shame of falsehood.
(ص57)
کلمه ها
میان من و تو
از اضطراب دعوت
تا آرامش تفهیم
دریایی ست بی کران.
هر روز با توفانی
از روز دیگر جدا می شود
و کلمه ها
- این زورق های خرد –
تا ساحل تو می آیند؛
اما من هنوز در خود مانده ام ؛
نه از وحشت غرق
که از شرم دروغ.
هم چنین سایت ناشر انگلیسی را نیز بنگرید:
http://www.rockinghampress.com/
|