پیش سخن :

          متن زیر را در پاسخ به این یادداشت نوشتم :

 ارزیابی شتابزده در مورد دانشنامه ارزشمند ویکی‌پدیا (همنشین بهار)

شادم که نوشته پیشین من (ویکی پدیا و سرقت ادبی) و نوشته زیر سبب ساز شد که مقاله « محمد علی فروغی» در ویکی پدیا اصلاح  و سرقت ها با ذکر ماخذ تصحیح شود.


مهدی خطیبی

شهریور1391



سلام آقای همنشین بهار

 

اکنون سی دقیقه است که من در مرورگر « گوگل » پی جوی پیشوندی هستم که نشانگر جنسیت و البته نشانه ی احترامی است که در خطاب ها مورد استفاده قرار می گیرد و بالاخره پس از جستن بسیار در مقاله ای خطاب به شما : «نگاهی به مقاله آقای همنشین بهار...» در سامانه ی اینترنتی « خبرنامه گویا»، این پیشوند را یافتم . یکی از بدی های هزارگانه ی دنیای مجازی این است که نمی دانی آن کس که با او سخن می گویی مرد است یا زن؟ از این رو در دو راهی سختی گرفتار می شوی. از خود می پرسی : او را آقای ... یا خانم... خطاب کنم. با خود فکر می کردم که نیافتن این پیشوند برکنار از آن که نشانه ی دیگری از « شتابزدگی» من خواهد بود ، بی شک توهینی هم محسوب خواهد شد. دلیل این جست و جو را خود می دانید . نام های مستعار همیشه در سایه اند و این خصیصه ی در سایه بودن، حتی جنسیت شان را هم در سایه قرار می دهد . زمانی که برای نخستین بار با نام شما مواجه شدم با خود گفتم که این نام ، نامی مستعار است و من معمولا در مواجهه با نام های مستعار سکوت می کنم اما با دیدن پیام تان در وبلاگ شخصی ام که به نوعی دعوت از من برای خواندن نوشته تان بود . بر آن شدم که پاسخی هر چند کوتاه ، بنویسم. چرا که اگر چه به تعبیر «هایدگر»: «سکوت، شکل متین سخن گفتن است» اما در نگاه ایرانی اگر کسی سکوت کند گواه آن خواهد شد که خطاکار و سخن مدعی ...


به هر حال جناب آقای همنشین بهار ! سپاسگزار شما هستم که دعوت مرا لبیک گفتید ، « حساسیت» به خرج دادید و در انکار نوشته من زحمتی را که نشانه های آن در نخستین سطرهای نوشته شما هویداست ، بر خود هموار کردید و گذشته از همه ی این ها شادم که نوشته من سبب ساز شد که مسؤولین ویکی پدیا(یا شاید نویسندگانی چون شما) در آخرین تغییر صفحه محمد علی فروغی در تاریخ 27 اوت 2012 در بخش «پیوند به بیرون» به عنوان منبع از مقاله ی آقای احمد افرادی هم یادی کنند.

آقای بهار! من سال هاست که به این نتیجه رسیده ام که یک اندیشه در رابطه ای گفت و گویی شکل می پذیرد یا به تعبیری رساتر و به قول میخائیل باختین: اندیشه « فقط در صورتی که وارد یک رابطه ی گفت و گویی واقعی با فکرهای دیگر،با فکرهای اشخاص دیگر بشود،زندگی آغاز می کند.» البته به نظر می رسد ما ایرانیان هنوز « این رابطه گفت گویی » را درک نکرده ایم و با «رگ های گردن به حجت قوی» با آن کس که می خواهد با ما گفت و گو کند،  به مقابله بر می خیزیم . به هر روی این گفت و گوست که ما را از عصبیت پیشارنسانسی دور می کند و اجازه می دهد که قدم به دنیای مدرن بگذاریم. اگر چه ما ایرانیان در این گمانیم که مدرنیته را پشت سر گذاشته ایم.

باری...نوشته تان را خواندم . جنابعالی نوشته مرا « شتابزده » و چرکین » خوانده اید . من این دو صفت و البته کنایه ها ی بخش های دیگر را نشانه ای بر « عصبیت» و مسخ حقیقت از سوی شما می دانم  و برای این سخنم دلایلی هم دارم

نخست:

نوشته اید : « از آنجا که ارزیابی و قضاوت آقای خطیبی چرکین و شتابزده است به بیشتر جملاتی که ایشان به عنوان «سند سرقت ویکی‌پدیا» آورده اند اشاره می‌کنم. سپس منابع اصلی آنرا هم (که تماماً در پانویس مقاله فروغی در ویکی‌پدیا ذکر شده) می‌آورم.»

از شما می پرسم . جناب آقای بهار ! چرا شما به لینک هایی که در پایان نوشته ام ، ذکر کرده ام ، اشاره ای نکرده اید و برای ارجاع ذهن مخاطب تان، به یک نوشته ناتمام، در همان موضوع از آقای احمد افرادی، در سامانه اینترنتی دیگر اشاره کرده اید؟ ( http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=9730) این ارجاع شبهه ناک چه علتی می تواند داشته باشد ؟

دو دیگر : جنابعالی در بخشی از نوشته خود می فرمائید: «جملات زیر که بگمان متهم کننده ویکی‌پدیا، از مقالۀ «فروغی در گذر تاریخ» رونویسی شده، همه در رابطه با ذکاءالملک محمد علی فروغی ادیب و سخن شناس ایرانی است.

«نیای بزرگش، میرزا ابوتراب در شورای کبیر مغان که برای تصدیق سلطنت نادر برپا شد، نماینده‌ اصفهان بود... پدر و نیاکانش «در سلک تجارت و معروف به ارباب بودند»... میرزا ابوتراب، «از فضلا و ادبای بنام بود و تألیفات متعدد داشته است. من جمله کتابی در باب تاریخ و جغرافیای اصفهان به نام نصف جهان نوشته است و تاریخ وصاف چاپ بمبئی هم به اهتمام[او] به طبع رسیده...»

کتاب نقد حال، نوشته مجتبی مینوی، چاپ سوم، ۱۳۶۷

نکند مجتبی مینوی که ۴۰ سال پیش «نقد حال» را نوشته، از نوشته هایی که سالهای اخیر منتشر شده، رونویسی کرده است؟!»

بله کاملا درست می گوئید . اما هیچ گاه به این مساله اندیشیده اید که بسیارانی مانند نویسنده ویکی پدیا در مقاله فروغی ( یا سارق الاقوال مشهور روزگار ما که آقای احمد افرادی بارهای بار در مقالاتش مشت او را باز کرده است)  بی آن که به منبع اصلی  مراجعه کنند  حاصل تحقیق دیگران را مصادره می کنند . همان مساله ای که دکتر شفیعی کدکنی هم در کتاب « موسیقی شعر» بدان اشاره می کند و من نقل به مضمون می کنم: برخی از افراد به ظاهر پژوهشگر بی آن که به متن اصلی نظری بیندازند و این رنج جست و جو را بپذیرند، در کتاب ها و مقالات دیگران حاصل تلاش برای یافتن سخن یا شاهدی را مصادره می کنند و بی آن که اشاره کنند که نویسنده ای دیگر برای نخستین بار ( یا دست کم پیش از او)به آن سخن یا شاهد اشاره کرده است آن نقل را با ذکر ماخذ اصلی( بی آن که دیده باشند) در نوشته خود درج می کنند . به نظر شما این روش ، گونه ای از سرقت نیست ؟ اگر چه شاید بپرسید : شما از کجا مطمئن هستید که نویسنده ویکی پدیا چنین کاری کرده است؟ و پاسخ می دهم من در نمونه های دیگر که شما چشم تان را بر آن ها بسته اید ، ردپاهایی یافته بودم که در همان نوشته اشاره کردم و البته باز هم در ادامه این نوشته به آنها اشاره خواهم کرد اما ورای از این مساله به نظر می رسد ، شتابزده به مقوله ی سرقت نگریسته اید و انگاره تان از این عمل زشت، سطحی است یا ارزیابی تان آغشته به «عصبیت» است . چرا که باید بدانید سرقت انواع مختلفی دارد خاصه در عرصه ادبیات و یکی از انواع آن « مسخ یا اغاره» است . « در اصطلاح آن است که اثر دیگری را از لفظ و معنی بردارند، و در آن به تقدیم و تاخیر کلمات و بسط عبارات، یا نقل کردن به مرادفات و امثال این امور ، تصرف کنند.» (فنون و صناعات ادبی ، همایی، ص361)در آن نمونه هایی که نقل کرده اید رد ارجاع همسان به کتابی مشترک از نویسنده ای دیگر وجود دارد. اما برای من جای سوال است چرا شما از نمونه هایی که نقل کرده ام ،گزینشی انجام داده و به نمونه های دیگر پاسخی نداده اید . مثلا این نمونه :

«احمد افرادی ـ در ۱٣ آذر ۱۲۹٣، احمدشاه دوره سوم مجلس شورای ملی را افتتاح می‌کند. فروغی که ازتهران به نمایندگی مجلس انتخاب شده بود، از کابینه مستوفی کناره می‌گیرد و در انتخابات هیئت رئیسه‌ی مجلس، به عنوان نایب‌رئیس برگزیده می‌شود.

 

ویکی پدیا ـ در ۱۳ آذر ۱۲۹۳، با افتتاح دوره سوم مجلس شورای ملی از سوی احمدشاه، فروغی از تهران به نمایندگی این مجلس رسید. او از کابینه مستوفی کناره گرفت و در انتخابات هیئت رئیسه‌ مجلس، به عنوان نایب‌رئیس برگزیده شد.»

یا این نمونه که مصداق واقعی اغاره است:

«احمد افرادی ـ [ فروغی ] در ترجمه‌ی کتاب «اصول علم ثروت ملل»، برای بسیاری از واژگان پایه‌ای علم اقتصاد، معادل فارسی ساخت. اما، وجه مهمتر کار فروغی در این کتاب، طرح موضوع اقتصاد ـ به صورتی نظام‌مند و علمی ـ در جامعه‌ای‌ست که به فعل در آمدن بسیاری از امورش، هنوز در گرو «خوب» و«بد» استخاره بود.

 

 

ویکی پدیا ـ در برگردان کتاب « اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک» از زبان فرانسه، برای بسیاری از واژگان پایه‌ای علم اقتصاد، برابرهایی به پارسی ساخت و برای نخستین بار در ایران، علم اقتصاد را به‌صورتی نظام‌مند و علمی مطرح کرد.»

به خوبی می توان دید که « ترجمه» به « برگردان» و « معادل » به « برابر» و « فارسی » به « پارسی» تبدیل شده است. جناب آقای همنشین بهار ! آیا این دو نمونه، مصداقی بر « اغاره» نیست . « تقدیم و تاخیر کلمات و بسط عبارات یا نقل کردن به مرادفات.»

حال از شما می پرسم ؟ چرا به این نمونه ها اشاره ای نکردید . آیا این کار نشانه ای از شتابزدگی شماست . یا ارزیابی ... ، یا نه عصبیتی که چشم ها را می بندد ؟

اما من به شما پاسخ می دهم .با توجه به این نمونه ها به نظر می رسد نویسنده مقاله محمد علی فروغی در ویکی پدیا، مقاله آقای افرادی را پیش روی خود  داشته و از بخش هایی از آن سود برده است بی آن که در منابع خود از آن یاد کند

البته گویا این کار از منظر جنابعالی ، سرقت به حساب نمی آید و شاید هم ...

جناب آقای همنشین بهار! در امر پژوهش خاصه در پژوهش دانشنامه ای، تقوای فرهنگی حکم می کند کوچکترین بهره گیری از یک مقاله را با ذکر ماخذ یادآور شویم و اگر چنین عملی روی ندهد ،گناهی نابخشودنی است  که نه نابخردی بل چرکین ترین عمل است و از آن بدتر، آن است که با نقل بخش هایی  از یک نوشته ، به مسخ حقیقت بپردازید

دوست می دارم این نامه سرگشاده را با نقل سخنی از « سن ژون پرس» به پایان ببرم .

« و برای شاعر همین بس که وجدان ناآرام عصر خویش باشد.»

و شما جناب همنشین بهار به خوبی می دانید که در پاسخ به کدام بخش از نوشته تان این سخن « پرس» را نقل کردم.

برای تان جان و جهانی بیدار آرزو می کنم

 

با احترام

مهدی خطیبی

 

 


برچسب‌ها: سرقت ادبی, محمدعلی فروغی, احمد افرادی, ویکی پدیا, مهدی خطیبی, همنشین بهار
+ نوشته شده توسط مهدی خطیبی در چهارشنبه هشتم شهریور 1391 و ساعت 18:20 |

 

 

چند روز پیش ، در رابطه با شغلی که دارم ( برای یکی از اعضای کتابخانه ) به دنبال مطلبی از « محمد علی فروغی » می گشتم . بر حسب اتفاق ، گذرم به «ویکی پدیا فارسی»  و مطلب پیوسته به مدخل « محمد علی فروغی » افتاد . از سر کنجکاوی  و بر  حسب عادت شغلی ، به خواندنش مشغول شدم. با مرور همان چند خط اول نوشته ، حسی غریب از ذهنم گذشت که : « این مطلب را باید  قبلآ  خوانده باشم» . درنگی کردم و  در حافظه ام به دنبال رد پای نوشتۀ  مذکور  گشتم . بی آن که  فشار زیادی به ذهنم بیاورم، یادم آمد که حدود شش ـ هفت  سال پیش، دوست پژوهشگر و منتقدم احمد افرادی ، مقالۀ محققانه  و مفصلی،  به نام « فروغی در گذر تاریخ  »  نوشته است ، که ابتدا در نشریه « تلاش» هامبورگ و سپس  در فضای مجازی منتشر شده است.

با خواندن بقیه نوشتۀ مندرج در « ویکی پدیا فارسی »  و مقایسه آن با کار تحقیقی احمد افرادی ، با حیرت دریافتم که بخش عمدۀ مقالۀ « محمد علی فروغی» نوشته شده در « ویکی پدیا » (  عینأ و گاه  با مختصر تغییر در  برخی واژگان و عبارت ها ) رو نویسی ِ مقالۀ « فروغی در  گذر تاریخ »  است ـ بی آن که در « و یکی پدیا »، هیچ اشاره ای به مقالۀ مذکور و نویسنده اش  ( احمد افرادی ) شده باشد .

برای ان که ادعایم را مستند کرده باشم و  خواننده بداند که « سارق الاقوال » های روزگار ما ( با سوء استفاده از بی تفاوتی جامعه فرهنگی و روشنفکری ) با چه بی شرمی و گستاخی ، به حاصل عرقریزان روحی قلمزنان دیگر دستبرد می زنند ، نمونه هایی از این سرقت ادبی را ، در معرض نظر  قرار می دهم .

به امید آن که جامعه روشنفکری ما ، در قبال سوءاستفاده ها و سرقت های ادبی ، کمی حساسیت  نشان دهد و در افشاء آن از خود مایه بگذارد .

 

 

مهدی خطیبی ـ  28 مرداد1391

 

 

لینک مربوط به مقالۀ « فروغی در گذر تاریخ » ، همینطور مقاله « محمد علی فروغی » ، مندرج در ویکی پدیا ، در پایان این نوشته آمده است.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

احمد افرادی : جد بزرگش، «میرزا ابوتراب در سال ۱۱۴٨ در شورای کبیر مغان که به دعوت نادرشاه برای تصدیق سلطنت او منعقد گردید، نماینده‌ی اصفهان بوده است» .

 

ویکی پدیا : نیای بزرگش، میرزا ابوتراب در شورای کبیر مغان که برای تصدیق سلطنت نادر برپا شد، نماینده‌ اصفهان بود.

ـــــــــــــــــ

 

احمد افرادی  ـ  پدر و همه‌ی اجدادش «در سلک تجارت و معروف به ارباب بودند».

 

ویکی پدیا ـ  پدر و نیاکانش «در سلک تجارت و معروف به ارباب بودند».

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

احمد افرادی ـ  میرزا ابوتراب، «از فضلا و ادبای بنام بود و تألیفات متعدد داشته است. من جمله کتابی در باب تاریخ و جغرافیای اصفهان به نام "نصف جهان" نوشته بوده است و تاریخ وصاف چاپ بمبئی هم به اهتمام...[او] به طبع رسیده بوده است».

 

ویکی پدیا  ـ   میرزا ابوتراب، »از فضلا و ادبای بنام بود و تألیفات متعدد داشته است. من جمله کتابی در باب تاریخ و جغرافیای اصفهان به نام “نصف جهان” نوشته بوده است و تاریخ وصاف چاپ بمبئی هم به اهتمام…[او] به طبع رسیده بوده است.

ــــــــــــــــــ

 

احمد افرادی  ـ  در «یادداشت‌های فروغی»  می‌خوانیم:
« دیدم که طب را به این ترتیب نمی‌شد یاد گرفت: نه سالن تشریح داریم، نه وسایل امروزی در اختیارمان هست».   

 

 ویکی پدیا  ـ  در «یادداشت‌های فروغی» می‌خوانیم :

« دیدم که طب را به این ترتیب نمی‌شد یاد گرفت: نه سالن تشریح داریم، نه وسایل امروزی در اختیارمان هست

 

ـــــــــــــــــــــــــــ

 

 

احمد افرادی ـ غلامحسین رهنما، به نقل از فروغی می‌گوید: «[فروغی] بعدها اظهار داشت که علت متارکه‌اش با طب و طبابت این بود که طب را مطابق ذوق و سلیقه‌اش نیافته بود. به خصوص اینکه که هنوز معلومات خود را در طب ناقص و محتاج تکمیل می‌دیده و اشتغال به آن را، در آن حد معلومات، برخلاف وجدان می‌دانست

 

ویکی پدیا ـ غلامحسین رهنما، به نقل از او می‌گوید: «[فروغی] بعدها اظهار داشت که علت متارکه‌اش با طب و طبابت این بود که طب را مطابق ذوق و سلیقه‌اش نیافته بود. به خصوص اینکه که هنوز معلومات خود را در طب ناقص و محتاج تکمیل می‌دیده و اشتغال به آن را، در آن حد معلومات، برخلاف وجدان می‌دانست».

 

ـــــــــــــــــــــــ

 

احمد  افرادی : او «...که در ابتدا شغل مترجمی را با اشتیاق پذیرفته بود، پس از مدتی آن را مناسب حال و هوای خویش نیافت؛ زیرا در دارالترجمه هیچ‌گونه وسیله‌ای که بتواند عطش فهمیدن، به خصوص فهماندن... او را سیراب کند وجود نداشت»(۱٣)

 

 

ویکی پدیا : او «…که در ابتدا شغل مترجمی را با اشتیاق پذیرفته بود، پس از مدتی آن را مناسب حال و هوای خویش نیافت؛ زیرا در دارالترجمه هیچ‌گونه وسیله‌ای که بتواند عطش فهمیدن، به خصوص فهماندن… او را سیراب کند وجود نداشت»[۱۳

 

ـــــــــــــــــــــ

 

 

 

احمد افرادی ـ  « در آغاز سلطنت مظفرالدین شاه که روشنفکران و نوگرایان به ایجاد مدرسه‌های ملی توجه کردند و کار این گونه مدارس رونق گرفت، فروغی به کار معلمی روی آورد ودر مدرسه‌ی ادب [به مدیریت یحیی دولت‌آبادی]، علمیه [به مدیریت حاج مخبرالسلطنه هدایت] و دارالفنون به تدریس مشغول شد».

  

ویکی پدیا ـ   « در آغاز سلطنت مظفرالدین شاه که روشنفکران و نوگرایان به ایجاد مدرسه‌های ملی توجه کردند و کار این گونه مدارس رونق گرفت، فروغی به کار معلمی روی آورد و در مدرسه‌ ادب به مدیریت یحیی دولت‌آبادی، علمیه به مدیریت حاج مخبرالسلطنه هدایت و دارالفنون به تدریس مشغول شد.»      

 

 ـــــــــــــــــــــ

 

احمد افرادی ـ  محمدعلی فروغی ، در واقع از آغاز کار مدرسه‌ی علوم سیاسی ، با آن همکاری داشت و ترجمه‌های او  ـ از آغاز کار مدرسه ـ در شمار مواد درسی به کار می‌آمد.

 

ویکی پدیا ـ  از آغاز کار مدرسه علوم سیاسی، محمدعلی فروغی، به مترجمی و سپس معلمی مدرسه می‌پردازد، برگردان‌های او از همان آغاز در شمار مواد درسی مدرسه به کار می‌آید.

 

ـــــــــــــــــــــــــ

احمد افرادی ـ  محمدعلی فروغی ، در واقع از آغاز کار مدرسه‌ی علوم سیاسی ، با آن همکاری داشت و ترجمه‌های او، از ـ آغاز کار مدرسه ـ در شمار مواد درسی به کار می‌آمد.

 

 

  ویکی پدیا ـ از آغاز کار مدرسه علوم سیاسی، محمدعلی فروغی، به مترجمی و سپس معلمی مدرسه می‌پردازد، برگردان‌های او از همان آغاز در شمار مواد درسی مدرسه به کار می‌آید.

 

ــــــــــــــــــــــــــ

 

احمد افرادی ـ ... کتاب‌هایی مثل «اصول ثروت ملل یا اکونومی پولیتیک»، «تاریخ ملل مشرق زمین» و «حقوق اساسی یعنی آداب مشروطیت دول»، حاصل کار فروغی در این دوره از زندگی او است که به عنوان کتاب‌های درسی در مدرسه علوم سیاسی تدریس می‌شدند....

 

 

ویکی پدیا ـ کتاب‌هایی چون « اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک‏»، « تاریخ ملل مشرق زمین»  و «حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول»، که از کتاب‌های درسی مدرسه علوم سیاسی بودند، پی‌آمد کوشش این دوره  ... از زندگی او است.

 

ــــــــــــــــــــــــ

 

 

احمد افرادی ـ  کتاب‌های ترجمه شده توسط محمدعلی فروغی، بعضاً از سوی پدر بازبینی، تصحیح و ویراش می‌شد.  به گفته‌ی نصرالله انتظام (محصل آن سال‌های مدرسه علوم سیاسی) ، «[از] هر چهار کتاب درسی که در آن زمان به چاپ می‌رسید، دو تای آن تألیف و ترجمه‌ی محمدعلی فروغی و پدرش بود.»

 

 

ویکی پدیا ـ  کتاب‌های ترجمه شده، از سوی پدر بازبینی و ویرایش می‌شد. به‌ گفته‌ نصرالله انتظام، دانشجوی آن سال‌های مدرسه علوم سیاسی، « [از] هر چهار کتاب درسی که در آن زمان به چاپ می‌رسید، دو تای آن تألیف و ترجمه‌ محمدعلی فروغی و پدرش بود»

 

ــــــــــــــــــــ

 

احمد افرادی ـ [ فروغی ] در ترجمه‌ی کتاب «اصول علم ثروت ملل»، برای بسیاری از واژگان پایه‌ای علم اقتصاد، معادل فارسی ساخت. اما، وجه مهمتر کار فروغی در این کتاب، طرح موضوع اقتصاد ـ به صورتی نظام‌مند و علمی ـ در جامعه‌ای‌ست که به فعل در آمدن بسیاری از امورش، هنوز در گرو «خوب» و«بد» استخاره بود.

 

 

ویکی پدیا ـ  در برگردان کتاب « اصول علم ثروت ملل یعنی اکونومی پلتیک»  از زبان فرانسه، برای بسیاری از واژگان پایه‌ای علم اقتصاد، برابرهایی به پارسی ساخت و برای نخستین بار در ایران، علم اقتصاد را به‌صورتی نظام‌مند و علمی مطرح کرد.

 

ــــــــــــــــــــــــــ

 

احمد افرادی ـ  کتاب «حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول»، کمی پس از صدور فرمان مشروطیت به چاپ رسید (۲۲). در این کتاب، برای اولین‌بار، مفاهیم کلی «حقوق اساسی» به شکلی روشمند ( متدیک) و به سامان مطرح می‌شوند. در واقع، اندیشه قانون که در جریان نهضت مشروطه، به صورتی مبهم در شعارها و خواسته‌های مشروطه‌خواهان دیده می‌شد، در این کتاب شکلی ملموس و سنجیده یافت. یکی از برجستگی‌های کار فروغی در این کتاب، واژه‌سازی و معادل‌یابی در علم حقوق است. در واقع، بسیاری از واژگان جا افتاده‌ی «حقوق»، برای اولین بار در این کتاب رخ می‌نمایند.

 

ویکی پدیا ـ  کتاب « حقوق اساسی (یعنی) آداب مشروطیت دول»، که کمی پس از صدور فرمان مشروطیت به چاپ رسید، برای نخستین بار، مفاهیم کلی حقوق اساسی روش‌مند (متدیک) و به سامان مطرح می‌شوند. یکی از برجستگی‌های این کتاب، واژه‌سازی و معادل‌یابی در علم حقوق است و در واقع، بسیاری از واژگان جاافتاده‌ حقوق، نخستین بار در این کتاب به کار برده می‌شوند.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

احمد افرادی ـ بعد از صدور فرمان مشروطیت (۱۴جمادی الثانی ۱٣۲۴ ق ) و شروع کار مجلس اول (۱٨ شعبان ۱٣۲۴ ق) به پیشنهاد مرتضی قلی‌خان صنیع‌الدوله (رئیس مجلس اول) مسئولیت دبیرخانه‌ی مجلس شورای ملی به فروغی واگذار می‌شود. این انتخاب، به دلیل شناخت تئوریک فروغی از نظام پارلمانی اروپا بود که در سامان دادن به روند کار مجلس نوپا، سخت به کار آمد.
 

 

 

 

ویکی پدیا ـ از آنجا که شناخت تئوریک فروغی از نظام پارلمانی اروپا در سامان دادن کار مجلس نوپای مشروطه، سخت به کار می‌آمد، به پیشنهاد مرتضی‌قلی‌خان هدایت (رئیس مجلس اول) سرپرستی دبیرخانه‌ مجلس شورای ملی به محمدعلی فروغی واگذار شد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

 

احمد افرادی ـ در ۱٣ آذر ۱۲۹٣، احمدشاه دوره سوم مجلس شورای ملی را افتتاح می‌کند. فروغی که ازتهران به نمایندگی مجلس انتخاب شده بود، از کابینه مستوفی کناره می‌گیرد و در انتخابات هیئت رئیسه‌ی مجلس، به عنوان نایب‌رئیس برگزیده می‌شود.

ویکی پدیا ـ در ۱۳ آذر ۱۲۹۳، با افتتاح دوره سوم مجلس شورای ملی از سوی احمدشاه، فروغی از تهران به نمایندگی این مجلس رسید. او از کابینه مستوفی کناره گرفت و در انتخابات هیئت رئیسه‌ مجلس، به عنوان نایب‌رئیس برگزیده شد.

ـــــــــــــــــــــــــــــ

 

افرادی ـ  فروغی، پس از آن که ـ در کابینه‌ی مشیرالدوله ـ پست وزارت مالیه را به عهده می‌گیرد، از نمایندگی مجلس صرف نظر می‌کند. 

 

ویکی پدیا ـ فروغی، پس از آن که در کابینه‌ مشیرالدوله، وزارت مالیه را به عهده گرفت، از نمایندگی مجلس سوم کناره گرفت.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــ

 

احمد افرادی ـ  فروغی پس از سقوط کابینه‌ی مشیرالدوله، به ریاست دیوان عالی تمیز (دیوان عالی کشور) برگزیده می‌شود و با کناره‌گیری از کارهای اجرایی، به همراه جمعی از همکارانش مثل سیدنصرالله تقوی، سیدمحمد فاطمی، شمس‌العلما قریب گرکانی و میرزا طاهر تنکابنی، به طرح قوانینی می‌پردازد که بعدها اساس کار دادگستری می‌شود . 

 

 

ویکی پدیا ـ ...  پس از سقوط کابینه‌ مشیرالدوله، به ریاست دیوان عالی تمیز (دیوان عالی کشور) رسید و با کناره‌گیری از کارهای اجرایی، به همراهی گروهی از همکارانش همچون سید نصرالله تقوی، سید محمد فاطمی، شمس‌العلما قریب گرکانی و میرزا طاهر تنکابنی، به طرح قوانینی پرداخت که بعدها اساس کار دادگستری شد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــ

 

سرقت از بخش دوم  و سوم  مقاله « فروغی در گذر تاریخ »

 

احمد افرادی ـ فروغی، نزدیک به دو سال در اروپا ماند و در این مدت «چند سخنرانی مهم در باره‌ی تاریخ و ادبیات ایران در محافل فرهنگی فرانسه و آلمان ایراد کرد که شناخت مستشرقین را نسبت به آثار گذشته‌ی ایران بیشتر نمود». بازگشت فروغی از اروپا به ایران، یک هفته پیش از کودتای سیدضیاء ـ رضاخان ، در سوم اسفند 1299 است..

 

ویکی پدیا ـ فروغی، نزدیک به دو سال در اروپا ماند و در این زمان «چند سخنرانی مهم در باره‌ تاریخ و ادبیات ایران در محافل فرهنگی فرانسه و آلمان ایراد کرد که شناخت مستشرقین را نسبت به آثار گذشته‌ ایران بیشتر نمود».  بازگشت فروغی از اروپا به ایران، یک هفته پیش از کودتای سیدضیاءـ رضاخان در ۳ اسفند ۱۲۹۹ است.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــ

 

 احمد افرادی ـ ابراز تمایل اکثریت مجلس نسبت به مستوفی‌الممالک ...) در روز 25 بهمن 1301 ) ... فروغی، در این کابینه، برای اولین‌بار عهده‌دار وزارت امور خارجه می شود

 

 

ویکی پدیا ـ در کابینه مستوفی‌الممالک( در ۲۵ بهمن ۱۳۰۱)، فروغی، برای نخستین‌بار عهده‌دار وزارت امور خارجه شد.

 

ـــــــــــــــــــــــــــ

احمد افرادی ـ مراسم تاجگذاری در 4 اردیبهشت 1305  برگزار شد. « میزان احترام و ارادت رضاشاه به شرکت کنندگان ، در جایگاه آنان در مراسم مشهود بود. تیمورتاش و فروغی در یک کالسکه سوار بودند. رضاشاه، پیش از تاجگذاری [نشان درجه اول تاج ، یعنی] بزرگترین نشان افتخار کشور [را] به این دو داده بود».

ویکی پدیا ـ   مراسم تاج‌گذاری رضاشاه در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵، برگزار شد. «میزان احترام و ارادت رضاشاه به شرکت‌کنندگان در جایگاه آنان در مراسم مشهود بود. تیمورتاش و فروغی در یک کالسکه سوار بودند. رضاشاه، پیش از تاج‌گذاری [نشان درجه اول تاج، یعنی] بزرگترین نشان افتخار کشور [را] به این دو داده بود» .

ـــــــــــــــــــــــ

احمد افرادی ـ خطابه مراسم تاجگذاری ( که توسط فروغی نوشته و خوانده شد ) به لحاظ پرداختن به عظمت ایران باستان و تکیه بر تاریخ شاهنشاهی ایران، قابل درنگ است.  ... در برخی از فرازهایش ـ فضای « اندرزنامه »ها و «سیاستنامه»های بزرگانی مثل خواجه نظام‌الملک را تداعی می‌کند، که به طور غیرمستقیم شیوه‌ی درست مملکتداری را به شاهان تلقین می‌کردند : «

ملت ایران باید بداند و البته خواهد دانست که امروز تقرب به حضرت سلطنت به وسیله‌ی تأیید هوای نفسانی و استرضای جنبه‌ی ضعف بشری و تشبثات گوناگون و توسل به مقامات غیر مقتضیه میسر نخواهد شد، بلکه یگانه راه نیل به آن مقصد عالی احراز مقامات رفیعه هنر و کمال و ابراز لیاقت و کفایت و حسن‌نیت و درایت در خدمتگزاری این آب و خاک است...».

 

ویکی پدیا ـ خطابه مراسم تاج‌گذاری ـ که فروغی آن را خواند ـ که به ستایش ایران باستان و تاریخ شاهنشاهی ایران می‌پرداخت، در برخی از فرازهایش، «اندرزنامه»ها و «سیاستنامه»های بزرگانی همچون خواجه نظام‌الملک را در ذهن می‌آورد که غیرمستقیم شیوه‌ درست مملکت‌داری را به شاهان نشان می‌دادند:

 

«ملت ایران باید بداند و البته خواهد دانست که امروز تقرب به حضرت سلطنت به وسیله‌ تأیید هوای نفسانی و استرضای جنبه ضعف بشری و تشبثات گوناگون و توسل به مقامات غیر مقتضیه میسر نخواهد شد، بلکه یگانه راه نیل به آن مقصد عالی احراز مقامات رفیعه هنر و کمال و ابراز لیاقت و کفایت و حسن‌نیت و درایت در خدمتگزاری این آب و خاک است ... »   

ــــــــــــــــــــــــــــ

احمد فرادی ـ. مستوفی، هرچند برای انتخاب وزرایش آزادی عمل داشت، اما فروغی، انتخاب رضاشاه برای وزارت جنگ بود. فروغی، گرچه نام وزیرجنگ هر سه کابینه‌ی مستوفی‌الممالک را بر خود داشت، اما چرخ امور این وزارتخانه به اراده‌ی رضاشاه می‌گشت؛ هم از این‌رو، در مدت یک سالی که فروغی وزیر جنگ مستوفی‌الممالک بود، عموماً ـ در اروپا ـ در مأموریت به سر می‌برد.

محسن فروغی ، در مورد دلیل انتخاب فروغی به وزارت جنگ می‌گوید:

« روزی که پدرم در باره‌ی استعفاء و کناره‌گیری از ریاست دولت با [ رضا ] شاه به مذاکره پرداخت، تقاضایش این بود که به وی اجازه داده شود به اتفاق فرزندان خود به اروپا برود و چند ماهی وضع تحصیلی ما را سرپرستی کند. ولی رضاشاه با کناره‌گیری مطلق او موافقت نکرد و پدرم معاذیری از قبیل خستگی و بیماری آورده بود، و سرانجام رضاشاه به او گفته بود کاری به تو محول خواهم کرد که حقوق و مزایا و امتیازات مال تو باشد ولی زحمت آن مال من. سیمای نجیب ایشان [فروغی] که مشحون از حجب و حیا بود گلگون می‌گردد و لحظه‌ای بعد رضاشاه می‌گوید: آقای ذکاءالملک، سمت شما در کابینه‌ی جدید، وزارت جنگ است. حقوق و مزایا مال شما، اداره کردن وزارتخانه با من».

ــــــــــــــــــــــــــــ

ویکی پدیا ـ هرچند مستوفی‌الممالک در انتخاب وزرای خود آزادی عمل داشت، اما رضاشاه، فروغی را برای وزارت جنگ برگزید. گرچه فروغی طی یک سال، وزیر جنگ هر سه کابینه‌ مستوفی‌الممالک بود، در عمل این وزارتخانه را رضاشاه اداره می‌کرد و او عموماً (در اروپا) در مأموریت به سر می‌برد

. محسن فروغی می‌گوید :

 

«روزی که پدرم در باره استعفاء و کناره‌گیری از ریاست دولت با شاه به مذاکره پرداخت، تقاضایش این بود که به وی اجازه داده شود به اتفاق فرزندان خود به اروپا برود و چند ماهی وضع تحصیلی ما را سرپرستی کند. ولی رضاشاه با کناره‌گیری مطلق او موافقت نکرد و پدرم معاذیری از قبیل خستگی و بیماری آورده بود، و سرانجام رضاشاه به او گفته بود کاری به تو محول خواهم کرد که حقوق و مزایا و امتیازات مال تو باشد ولی زحمت آن مال من. سیمای نجیب ایشان [فروغی] که مشحون از حجب و حیا بود گلگون می‌گردد و لحظه‌ای بعد رضاشاه می‌گوید: آقای ذکاءالملک، سمت شما در کابینه جدید، وزارت جنگ است. حقوق و مزایا مال شما، اداره کردن وزارتخانه با من ».

 

و ...

 

 

لینک مربوط به مقالۀ « فروغی در گذر تاریخ »

 

 http://asre-nou.net/1386/khordad/7/m-foroughi1.html

 

http://asre-nou.net/1386/khordad/14/m-foroughi2.html

 

http://asre-nou.net/1386/khordad/21/m-foroughi3.html

 

http://asre-nou.net/1386/khordad/28/m-foroughi4.html

 

ویکی پدیا (محمد علی  فروغی )

 

 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی خطیبی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1391 و ساعت 22:28 |